الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

273

الخصال ( فارسى )

اين است كه خدا چيزى را آزمايش كند براى آنكه در نتيجه آزمايش خود چيزى را كه نداند بفهمد و از تجربه علمى دريابد اين در بارهء خدا محال است زيرا خدا داناى بر همهء امور پنهانست و آنكه بر خدا رواست اين است كه بنده‌اى را امتحان كند تا بنده در آن گرفتارى صبر نمايد و مستحق مقامى گردد و ديگران آن را بنگرند و از او پيروى كنند و بدانند خداوند از حكمت خود امامت ندهد مگر بشخصى كه با كفايت و مستقل باشد و آينده لياقت او را كشف كند . اين يك تفسيرى بود براى كلمات كه گفتيم يك تفسير ديگرش يقين است و آن گفتار خداى عز و جل است كه ( در سورهء انعام آيه 75 ) ميفرمايد و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمان‌ها و زمين را تا از صاحبان يقين باشد و يكى ديگر شناسائى آفريدگار است بازليت و يگانگى و مبرا دانستن او از شباهت بممكنات چنانچه ابراهيم بستارگان و آفتاب نگاه كرد و از غروب آنها پى برد كه حادثند و از حدوث آنها فهميد كه آفريننده‌اى دارند ، سپس خدا به او آموخت كه احكام ستاره‌شناسان نادرست است چنانچه در ( سورهء الصافات آيه 87 ) ميفرمايد يك نگاه بستارگان كرد و گفت من بيمارم خدا يك نگاه او را بيان كرد زيرا نظر نخستين نادرستى و گناه محسوب نميشود نادرستى و خطا از نظر دوباره است بدليل آنكه پيغمبر بامير المؤمنين فرمود يا على نظر نخستين از آن تو است و دومى بر ضرر تو است يكى ديگر از آنها شجاعت است كه سرگذشت بتها آن را كشف كرد بدليل گفتهء خدا ( در سورهء انبياء آيه 54 ) چون ابراهيم بپدرش و خويشانش گفت اين مجسمه‌ها چيستند كه شما آنها را ميپرستيد ؟ گفتند براى آنكه ديديم پدران ما آنها را ميپرستيدند گفت شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوديد ، گفتند از روى حقيقت پيش ما آمده‌اى و اين سخنان را ميگوئى يا شوخى ميكنى ؟ گفت بلكه پروردگار شما پروردگار آسمان‌ها و زمين است آنست كه آنها را آفريده و من پيش شما بر اين مطلب يكى از گواهانم